در آستانه یک بحران میانسالی، مایک او دانل، مردی در دهه سی زندگیاش، آرزو میکند که ای کاش میتوانست یک "فرصت دوباره" داشته باشد. و دقیقاً همین را به دست میآورد وقتی صبح یک روز بیدار میشود و متوجه میشود که دوباره 17 ساله شده است. با ذهن بزرگسالش که در بدن یک نوجوان گیر کرده، مایک واقعاً این شانس را دارد که برخی از تصمیماتی را که آرزو میکرد هرگز نگرفته باشد، معکوس کند. اما شاید آنها در واقع آنقدرها هم بد نبودند.